ابراهيم عاملي ( موثق )
20
تفسير عاملي ( فارسي )
خواهند بود ، و ممكن است اينطور معنى شود : به زودى آن خوارى كه در نزد خداوند مهيّا شده است آنها را گرفتار كند . فخر : در جمله ى « لَنْ نُؤْمِنَ حَتَّى نُؤْتى » تا آخر دو قول است : اول يعنى ايمان نميآوريم مگر كه ما هم مثل محمد پيغمبر شويم و فرمانده باشيم نه فرمانبر دوم : حسن و ابن عبّاس گفتهاند : يعنى اگر آيتى از قرآن ميرسيد كه پيروى پيغمبر كنيد ، آنها ميگفتند : ايمان نميآوريم مگر از زمين چشمه اى نمودار شود و كتابى بسوى ابو جهل و فلان اشخاص نازل شود ، و محققين گفتهاند : معنى اول بهتر است : چون در جمله ى بعد كه در جواب اين سخن گفته شده است : « اللَّه أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَه » معلوم مىشود توقع وحى و مقام پيغمبرى داشتهاند ، و معنى اين جمله اين است كه براى پيغمبرى صفاتى و شرايطى است كه تا آنها در شخص نباشد شايسته ى اين مقام نيست و در اين مسئله دو نظر است : اول - نفوس و ارواح در تمام خصوصيات و هويت شخصى و فردى برابرند و امتياز در كسى نيست ، و رسيدن بمقام نبوت احسان از جانب خدا است و بس ، دوم - نفوس بشر در اصل جوهره و هويت با يكديگر تفاوت دارند ، بعضى نيك و پاك هستند ، و از گرفتاريهاى جسمى بدورند و بپرتو الهى روشن هستند و بلند مرتبه و نورانى و دسته اى ديگر پست و تيره و گرفتار خواسته هاى نفس ، پس تا آنگاه كه آدمى از دسته ى اول نباشد شايسته ى وحى و نبوت نيست ، و آن دسته مراتب و درجات مختلف دارند چنان كه مراتب پيغمبران مختلف بوده است ، بعضى معجزات مهم داشتهاند و پيروان كم ، و بعضى فقطَّ يك يا دو معجزه داشتهاند و پيروان بيشمار . بعضى مرد ارفاق و مدارا بودهاند ، و بعضى سخت و با مقاومت . روح البيان : ميانه ى دو اسم جلاله ى اين آيه از آن جايها است كه انتظار اجابت دعا ميرود و مقصود دعاى در هنگام تلاوت اين آيه است ، و دو اسم جلاله « رُسُلُ اللَّه » و « اللَّه أَعْلَمُ » است كه در ميانه ى اين دو كلمه بدعا بپردازد و در آيه قبل كلمه ى قريه اشاره بقلب است و اكابر مجرمين نفس امّاره است و شيطان و هوى و